آخرین نوشته ها

معرفی کنید

    لینک به آخرین اشعار :
  • لینک به دفاتر شعر:
  • لینک به پروفایل :

انتظار

ارسال شده در تاریخ : 30 امرداد 1398 | شماره ثبت : H947907

دانــــی در انتظارت آخـر چه ها کشیدم
با روی ماه و خونت صد بوم ها کشیــدم
می خواهـــی بدانی چقدر دورم از تــــو
آنقدر از تو دورم که شاخــو پر کشیـدم
دانی چقدر سخت است درد فراق دیدن
بعدپرواز با دوبالت، یک روزخوش ندیدم
با بوی خوش شمیمت به آسمان رفتـــی
پرواز بر فرازی دیگــر تو را ندیــــدم
می آیی بمانی در نـــزد من ، صـنم جـان
من بی تو یک درختی که ریشه را بریدم
من بی تو جویباری در جلگه های سبزی
در انتظار یارم ، بر گندمِ عطش رسیـدم
گندم مرا گفتا حالت ز چه مزار اســـت
گفتم بنوش مارا کز خود فسار بریــدم
گفتا ای که (هائِِف)از خواب گرم برخیز
گفتم که یارم آمد بر قصد خـود رسیدم

شاعر نمی خواهد که این شعر را نقد کنید.

تعداد آرا : 0 | مجموع امتیاز : 0 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 29 نفر 34 بار خواندند

رای برای این شعر
اولین نفری باشید که به این مطلب رای می دهید
تعداد آرا :0


ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس