دفاتر شعر

آخرین نوشته ها

معرفی کنید

    لینک به آخرین اشعار :
  • لینک به دفاتر شعر:
  • لینک به پروفایل :

آهای.... های....

ارسال شده در تاریخ : 25 فروردین 1398 | شماره ثبت : H947700

آهای!
های!
سلام!
منم، مهرشاعر،
صدایم را می‌شنوی؟
اینجایم!
کمی اینسوتر،
آری، همان جای همیشگی،
پشت سوراخ جن‌ها نشسته‌ام.
مهم نیست که نمی‌بینی‌ام،
ولی خوب گوش کن!
گذشته گذشته است.
زلزله، سیل و فردا که نوبت حملۀ گاومیش‌هاست،
همه گذشته است،
اما هنوز چاره‌ای هست.
اینجا،
از پشت سوراخ جن‌ها،
فقط به فریاد می‌توانم سخن گفت.
جن‌ها استراق سمع می کنند
و شهاب‌هایم تمام شده است.
اینک، چاره را جز به نجوا نمی‌توان.
آهای!
غیب نمی‌گویم.
-به پیامبران تهمت شاعری می‌زنند.
به شاعران وصلۀ پیامبری نمی‌چسبد.-
صدایم را می‌شنوی؟
آواز یاکریم‌های حیات ما
همه این شده:
فرصت نداریم! فرصت نداریم!
های!
آهاااااای!
صدایم را می‌شنوی؟
هنوز چاره‌ای هست...

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 1 | مجموع امتیاز : 5 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 14 نفر 23 بار خواندند
سعید فلاحی (27 /01/ 1398)   | محسن بیاتیان (30 /01/ 1398)   |

رای برای این شعر
سعید فلاحی (27 /01/ 1398)  
تعداد آرا :1


نظر 2

  • سعید فلاحی   27 فروردین 1398 20:11

    سلام شاعر جان

    شعر زیبای شما را خواندم و فروان لذت بردم
    احسنت و آفرین

    موفقیت و پیشرفت شما را آرزومندم

    applause applause applause
    applause applause
    rose

  • محسن بیاتیان   30 فروردین 1398 23:37

    سلام
    زیبا بود
    موفق باشید

ورود به بخش اعضا