تولد اعضا
سعید فلاحی

■ قلک قلبم،پر شد ز غم امیدی به آمدنت نداشت، شکست!. ■ نمی دانم بهار بود که عاشق ات شدم! یا تو آمدی، من بهار شدم؟! اما می دانم لحظه های با تو بودن زمزمه های سبز رنگی بود که در ذهنم گُر می گر...

ادامه شعر
علی میرزایی

صدای من و تو عاشق هم شدن ماست صفای من و تو درد عشق من وتو بود دوای من و تو گر چه فرهادم و شیرین منی یاس سفید بیستون سد بزرگی است برای من و تو عشق ما گر چه خیالی است ولی جان سوز است روی موجی...

ادامه شعر
سعید فلاحی

● از قبیله ی مجنون: می‌آیم از قبیلهٔ مجنون با یک سبد سلام، با دهانی پر از کلام ای عمر ای زمانهٔ بی‌ لیلی زنان لیلاوار کجا رفتند؟ باید دوباره فکری کرد یاد عاشقان قدیمی لالایی شیوایی است ...

ادامه شعر
لیلا طیبی

این روزها دلتنگم، برای آنچه که بودی، و دیگر نیستی!. لیلا طیبی

ادامه شعر
سعید فلاحی

در پس بارش ﺑﺎﺭﺍﻥ تو ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺩﯾﺪ مردمان این شهر ﺣﺮﯾﻒ ﺍﺭﺍﺩهٔ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺖند ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮔﺸﺖ ﻫﻤه گوشه ی شهر را ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺑﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﮐﻮﭼﻪ ﺑﻪ ﮐﻮﭼﻪ تا نیابمد نخواهم ایستاد ﺑﯽ ﻋﺸﻖ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﻧﺨﻮﺍﻫﻢ ﮔﺸﺖ! سعید ...

ادامه شعر
علی میرزایی

صفا کردم من آن مرغم که عمری در قفس تنها صفا کردم اگر هم ناله ای کردم به یاد آشنا کردم درون سیل اشکم سوی دریایی ز غم هایت ز هجرانت امید زندگی هر شب شنا کردم امانت دار عشق آتشینی بوده ام عمری قسم ...

ادامه شعر
لیلا طیبی

دستانش همچون ماهی از دستانم لیز میخورد و با آه می گوید: تو دیگر ماهیگیر نیستی. لیلا طیبی

ادامه شعر
لیلا طیبی

گرچه نیوتن نیستی اما قانون جذب مرا خوب میدانی. لیلا طیبی

ادامه شعر
علی احمدی

دیر شد.................... آنقَدَر دیر آمدی قلبم ز عشقت سیر شد سال ها با یاد تو اندیشه ام تحقیر شد در غیابت سوختم من تلّ خاکستر شدم بی تو هر ثانیه با ثانیه ای درگیر شد یک به ی...

ادامه شعر
محمد جوکار

نگاهت لابلای بُهت گندمزار ، می رقصد و با تو در نگاه دایره ، پرگار می رقصد صدای پای تو ترجیع بند شعر رندان است که در بزم سماع حافظ و عطار می رقصد تو آن شوقی که دل در فرصت لمس نفسهایت شبیه شاخ...

ادامه شعر
لیلا طیبی

ساحلِ آرامی ست آغوشت زمانی که زندگی ام چو دریا طوفانی است. لیلا طیبی

ادامه شعر
علی میرزایی

وصال عشق ما، مانند سابق نازنین مستور نیست هم تو می دانی و من این عشق، عشق کور نیست گر چه فرهادم تویی شیرین من باغ امید بین ما چون بیستون کوهی مگر محصور نیست عشق ما سهل است اما ممتنع زیرا وصا...

ادامه شعر
علی احمدی

مهتاب پریشان جانا تو بزن طبلی،، رُسوا شدنش با من می نوش تو بی پروا،،سَقّا شدنش با من یک دفعه بر این مجنون،، اِبراز نَما عشقت هر دفعه به راه تو ،،شیدا شدنش با من مهتابِ پریشانم، از ناز ت...

ادامه شعر
لیلا طیبی

نوازش دستانت بر موهایم بارید بهار شد و بویِ بابونه گرفت موهایم. لیلا طیبی

ادامه شعر
سعید فلاحی

■ درخت های شهر کودکی های تو اند با گیسوانی که باد شانه یشان می کرد. ■ بر میگردم به خلوت ام، تو آنجا، منتظرم هستی. ■ خنده های تو باران مهربانی اند بر خشکترین کویرهای ذهنم در سالهای ...

ادامه شعر
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

ای معنی واژه ی تمنا من و تو ای حسرت چشم کوه و صحرا من و تو برخیز و بیا ببین کنون کشور عشق مصر است و به لب ورد زلیخا من و تو...

ادامه شعر
لیلا طیبی

کاش یکی بیاید و بگویدم چرا لبخندهای تو؛ اینقدر بی رنگ است!؟ و من همه چی را بیاندازم گردن تنهایی... لیلا طیبی

ادامه شعر
سعید فلاحی

■ دلتنگتم مثل دانش آموزی که تنها رفیق مدرسه اش امروز را غیبت کرده باشد. ■ من خواهم مُرد نه با تفنگ نه با تصادف نه چاقو و نه از پشت بام لا به لای همین شعر وقتی تو آن را نمی خوانی. ■...

ادامه شعر
مهدی صادقی مود

همه ی عمر را هدر دادم ؛ می دهم باز هم بهایش را باز توفیق اگر خدا بدهد، می خرم عشوه و ادایش را عشق، انگیزه داد پاس کنم چند واحد خداشناسی را بارها لحظه ی تماشایش، دستخوش گفته ام خدایش را غزلم عر...

ادامه شعر
علی احمدی

مُهر صدارت.............. گر بگویند که عشق تو شرارت باشد بوسه چیدن ز لَبَت عین رذالت باشد خیره گشتن به دو چشمان پُر از آتش تو به زمین و به زمان همچو اِهانت باشد وضع گردد چو دگر بار...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا