رهایی ۰۰۹

ارسال شده در تاریخ : 22 فروردین 1398 | شماره ثبت : H947682

■ مانند شام
بعد از سقوط داعش
جا مانده رد پایت
بر ویرانه هایم!


■ هی نپرس که دردت چیـست؟
چشمانِ توست...


■ آغوش کوچک ات
برای اندوههای بزرگ من
سرزمین بی مرزی است
که در آن دروغ نمی گویند،
فصل ها!
به بهار و زمستان تن ات
من، ایمان دارم.


■ دوست داشتن
زمان نمی شناسد
جاده ای است
که هر گاه قدم می گذارم
به تو می رسم.


■ در من
دلشوره ای زندگی می‌کند
از جنس تو
سرو می‌کنند،
هر روز عصر
قهوه‌ی تلخ نبودنت را.


#چامک
#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 1 | مجموع امتیاز : 5 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 14 نفر 24 بار خواندند
ایمان اسماعیلی (25 /01/ 1398)   | حسن مصطفایی دهنوی (25 /01/ 1398)   | حبیب رضایی رازلیقی (26 /01/ 1398)   |

رای برای این شعر
تعداد آرا :2


نظر 2

ورود به بخش اعضا