سهم من از پدرم...

ارسال شده در تاریخ : 26 اسفند 1397 | شماره ثبت : H947566

در جنگ حلوا خیرات نمیکنند
این پدرم میگفت
اما من گاهی میدیدم
هرکس سهمی داشت از جنگ
برخی قمقمه
برخی سرنیزه
کلاه آهنی
فشنگ های گوناگون
و سهم من پدرم شد
پدری که نیمی از او سهم خاکریزهای دشمن شد
و نیمه دیگرش سهم من...

پدر میدان مین رفت
و دست از پا درازتر برگشت...


سعید فلاحی

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 0 | مجموع امتیاز : 0 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 18 نفر 19 بار خواندند
کرم عرب عامری (02 /01/ 1398)   |

رای برای این شعر
کرم عرب عامری (02 /01/ 1398)  
تعداد آرا :1


ورود به بخش اعضا