رباعی ۰۰۱

ارسال شده در تاریخ : 19 شهریور 1398 | شماره ثبت : H947995


- سودای تو:
باغ عمرم بی گل رویت هیچ صفایی ندارد
گل زیاد است ولی گل چون تو که زیبایی ندارد
چون تو باشی، به من بیم تنهایی هیچ نبود که
جز هوای کویت که دل دگر سودایی ندارد.

- عسل لعل لب تو:
اندر باغ عمر، گل روی تو دیدن دارد
وز همه صدا، نغمه ی تو شنیدن دارد
شهد شیرین و شکر و آبنبات بسیار
عسل لعل لب تو است مکیدن دارد.

کویر:
از جام لبت شراب می خواهم
بوسه های بی حساب می خواهم
شرجی آغوشت بارانی است
منم آن کویر که آب می خواهم

#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
#رباعی

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 1 | مجموع امتیاز : 5 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 38 نفر 48 بار خواندند
سعید فلاحی (20 /06/ 1398)   |

رای برای این شعر
سعید فلاحی (20 /06/ 1398)  
تعداد آرا :1


ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس