ورود ممنوع

ارسال شده در تاریخ : 27 اسفند 1397 | شماره ثبت : H947578


برگرفته از دل نوشته های دردناک نیلوفر......این اثر در مذمت برخوردهایی ناروا با بیماران اعتیاد سروده شد وبه صورت توامان تعریفی از خداوند عاشق شده از زبان معتاد در حال بهبودی ....امید که به دور از رنگ و ریا باشد ....آمین

ورود ممنوع..........

خدا یعنی لحظه ای که تو قطع مصرف میکنی
تکلیف زندگی تو با ،،،خودت مشخص میکنی

خدا یعنی یه روز و یه شب بدون مصرف مواد
خدا یعنی هر چی گرفت هرچی که داد هر چی نداد

خدا یعنی لباس گرم ،بعد یه عمر در به دری
رهایی از بند مواد،،برای روز بهتری

خدا یعنی تو کوچه ها،،هی نخوری سکندری
از تو خرابه در بری ،،بیای کنار پنج دری

خدا یعنی عشق کنی،،با عطر گلهای بهار
بد ندونی از این به بعد ،،نغمه زیبای هزار

خدا یعنی لحظه ای که ،،بشکنی تو ،،به آسونی
بتونی فریاد بزنی،،بگی که چقدر پشیمونی

خدا یعنی ستاره ها،،اراده ها،،،اشاره هااا
بعد وفات لاله ها،،تولد دوباره هااااا

خدا یعنی سپردن،،قلب و زبون و عقل و هوش
وقتی که اون حرف میزنه ،،وجود تو بشه خموش

خدا یعنی سلامتی،،،نه درد و نه ملامتی
یاد بگیری از این به بعد ،،نداری تو شکایتی
...................
تو کوچه های بی کسی ،،وقتی که مصرف میکنی
قدم قدم تو جاده نابودی ،پیشرفت میکنی

وقتی تمنا میکنی ،،برای یک وعده خوراک
وقتی تقلّا میکنی،بخوابی رو یه مشتی خاک

وقتی صدات نمیرسه،،به گوش هیچ بنده ای
وقتی نمونده حوصله،،حال و هوای خنده ای

لعن و تف و نفرین و تو وقتی به جونت میخری
وقتی بهت میگن دیگه،یه آدم در به دری

ورود تو ممنوع شده به هر کجا که آدمه
همه میگن بسوزونیش؛به اون خدا بازم کمه

لِه و لَورده و خموش،،ساکت و خفته مثل موش
گذاشتنت تو محفلِ، دنیای بی رحم وحوش

نه آب و دونه ای و نه،یه جای خواب و راحتی
فرشته ها تو لونه و،تو دیو بی حمایتی

همه مواظبن یه وقت ،به جسم تو دست نزنن
باید مراقبت کنی ،،مُدام تو رو پس نزنن

صحن امامزاده دیگه جای قدمهای تو نیست
حتی توی قهوه خونه،میگن نشین میگن نه ایست

دستور و حکم و امریه ،از در و دیوار میباره
برو از این شهر و دیار ،،اگه تَنِت نمیخاره

برو یه جایی که دیگه هیچ کی کنارت نباشه
اینا میخوان سر روی اون،کّله مارت نباشه

آروم بخواب کنار این ،جماعت مرده پرست
یه یاور قدیی و یه عاشق صمیمی هست

داد بزن اگه میخوای،،صداتو بشنوه رفیق
دریغ از عمر رفته و از این همه کینه دریغ

مرهم دردت عزیزم ،،خدای با سخاوته
رو کن بهش که راه اون ،،یه راه پر سعادته

خدا یعنی بچه پاک،همسر پاک،یه جسم پاک
تنها اگه نمیتونی،،صورتتو بذار رو خاک

خدا یعنی یه روز و یه شب بدون مصرف مواد
خدا یعنی هر چی گرفت هر چی که داد هر چی نداد


پروردگارا: ما افتادگان به پا خواسته ...تو را به خاطر تمام داده هایت که نعمت .....نداده هایت که حکمت....و گرفته هایت که مزید بر علت است ..هر سه را شکر و حمد و سپاس می گوییم ......آمین


علی احمدی (بابک حادثه)

شاعر نمی خواهد که این شعر را نقد کنید.

تعداد آرا : 1 | مجموع امتیاز : 5 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 33 نفر 45 بار خواندند
علی احمدی (29 /12/ 1397)   | ویکتوریا اسفندیاری (04 /01/ 1398)   |

رای برای این شعر
علی احمدی (29 /12/ 1397)  ویکتوریا اسفندیاری (04 /01/ 1398)  
تعداد آرا :2


نظر 2

  • ویکتوریا اسفندیاری   04 فروردین 1398 10:45

    سلام.شعرهایی که انعکاس دردهای اجتماعی یک جامعه هستندسرودنشان همتی بلند میخواهد .............
    درود بر همت بلندتان applause applause applause applause applause
    rose rose rose

    • علی احمدی   04 فروردین 1398 14:55

      استاد والاقدر مهربانو اسفندیاری گرامی ...سپاس از توجه حضرتعالی ...بله دفتر آتش به دشت نیلوفر حقیر که نام کتاب شعری به همین نام تالیف اینجانب در سال نود و دو نیز می باشد مربوط به زخم نوشته های خونین دوران سیاه زندگی خودم می باشد که کسی را حتی یارای شنیدنش را ندیدم از دلخراش بودن سپاسمندم که توجه فرمودید rose rose rose rose rose rose

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس