ازدحام تنهایی

ارسال شده در تاریخ : 17 آبان 1398 | شماره ثبت : H948225


شب به کوی تنهایی ازدحام روییده
بر درخت بیداری بغض خام روییده

می زنم به تاریکی با هوای چشمانت
عطر بودنت امشب بر مشام روییده

همچو آبشاری از صخره های پی در پی
بر قلمرو کاغذ ، ها کلام روییده

می نویسد از فردا مرد خسته ی امشب
یا که شاید از دیروز انتقام روییده

زهر ناخوشی ها را جرعه جرعه نوشیده
اندکی مدارا چون سر به سام روییده

یاد روزهای دور آن لطافت مبهم
خوشه های احساست ناتمام روییده

آه رفتنت طی شد با امید برگشتن
شوق هر خداحافظ در سلام روییده

گرچه نیستی با من ، چون زلال آیینه ؛
تیغ سردیت اکنون در نیام روییده ؛

جان من بیا گاهی عشق صحنه سازی کن
تا که بنگری شعرم نقره فام روییده

عاشقانه می گویم آن که دوستت دارم
شعله های خاموش از این پیام روییده

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 0 | مجموع امتیاز : 0 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 41 نفر 45 بار خواندند
ابوالحسن انصاری (الف. رها) (29 /09/ 1398)   |

رای برای این شعر
تعداد آرا :1


شاعر نظر دهی برای این شعر را غیر فعال کرده است.

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس