آخرین نوشته ها

معرفی کنید

    لینک به آخرین اشعار :
  • لینک به دفاتر شعر:
  • لینک به پروفایل :

رفتند....

ارسال شده در تاریخ : 19 شهریور 1398 | شماره ثبت : H947994

ذکر مصیبت عاشورا
.


رفتند عاشقان همه ساقی نمانده بود
در بوستان سروی با قی نمانده بود
آن گلشن فسرده ی طوفان خصم بود
آن سر و ها فکنده ی دیوان خشم بود
ویرانه گشته میکده مستی به پای نیست
بر باد رفته مز رعه سر وی به جای نیست
از جان گذشته منزل جا نان رسیده اند
جام الست از خم یز دان چشیده اند.......
.
خورشید آسمانی در خون می خزید
خور شید جاو دانی در خون می طپید
سلطان عشق عمرش پایان رسیده بود
سلطان نور رازی اینسان ندیده بود

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 0 | مجموع امتیاز : 0 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 12 نفر 19 بار خواندند

رای برای این شعر
اولین نفری باشید که به این مطلب رای می دهید
تعداد آرا :0


تنها اعضا میتوانند نظر بدهند.

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس