تولد اعضا
علیرضا آرین مهر

میــانِ کشـمکــشِ اَبـــروانِ نـــورانـی بیانترس! تـو جنگنـده ای خروشــانی . نه هیدروژن نه اَتم بارشِ مسلسل ها کجــا حــریفِ غــرورِ پلیــدِ شیطــانی . شبِ فـرار و رسیــدن کنـارِ قایــق ها اسیـ...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

توبه می کردی وُ می گردی وُ می گردیدند به سِ سین قسم ها که پذیرش می شُد

ادامه شعر
مهدی صادقی مود

ما شاعر طنزیم! سیاسی عمراً شاکی شاید.. ولی نه عاصی! عمراً پیچاندنِ نقشه های دشمن؟ حتماً سرپیچیِ قانون اساسی؟ عمراً...! تن داده به حمله های گازانبری و افتاده به ضربه های داسی عمراً کم پُشتی...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« اسرار بزرگ » پرتو بحر زمین ، آن همه بر دست من است آشکار است ونهان،هستی اش از هست من است دایره دور زمین ، را کس دیگر نـکشید نقش این دایره ، نقاشی...

ادامه شعر
محمد مهدی دهداری

با خود بیارد هر که تیغ و نیزه ای دارد معشوق من، ایل بلند آوازه ای دارد یک سرقت فرهنگی پر سود در پیش است او از هنر در صورت خود موزه ای دارد در خط لبخندش، خدایم خانه ای کرده در عمق چشمش مهر بی ...

ادامه شعر
علی میرزایی

روی آتشگون چو سایه در قفایت آمدم از شهر خود بیرون به دنبالت شدم لیلای من آواره چون مجنون ندارم الفتی با ماه و مهر ِ آسمان دیگر "چراغ راه ما کن چشم جادو روی آتشگون" تو بردی آبروی سروها، در باغ...

ادامه شعر
ابراهیم  حاج محمدی

رفتیم ولی دیر به « جنگِ جریان ها » تا وا نَخُورَد تیرِ تفنگِ جریان ها راهِ نفسِ خلق ِخدا بسته شد افتاد حلقوم ِخدا چون که به چنگِ جریان ها کم  آدم فرهیخته دیدیم که یا مفت عقل از سرشان رفت به ب...

ادامه شعر
مریم ناظمی

(زاده ی ابر) زاده ی ابر می شود باران از کدام ابر آسمان بودی؟ بخشی از بودنم شدی بسکه روی احساس من روان بودی نیمه ی دل سپرده ترازمن نیمه ی بی نهایت آرامم روی تقدیر گنگ و مدهوشم لحظه ی ...

ادامه شعر
مهدی صادقی مود

تا زبان، ایده از آن، غنچه دهان می گیرد قلم و دفترِ شعرم هیجان می گیرد قلبِ در نوبتِ پیوندِ به درد آمده ام مثل ایام جوانی ضربان می گیرد همچو اشعارِ کهن تیر به مژگان داری خمِ ابروت برآن تیر،...

ادامه شعر
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

بر آتش دل زبانه مَپْسند دیوانه به تازیانه مپسند دل خسته ی روز و موج تکرار یک مِی زده ی شبانه مپسند ای روشنی نگاه مهتاب مبهوت در این زمانه مپسند هذیان شبانه های بیدار نایاب ترین ترانه م...

ادامه شعر
بهاره میرشفی
علی میرزایی

کارون ریز گردم در هوای عشق بی پایان تو از خراسان رهسپارم سوی خوزستان تو سیل اشکم رود کارون من است ای نازنین هست جاری از غم تو سوی آبادان تو پسته ی خندان لب های تو از درد و غمت کرده سرگردان مرا ...

ادامه شعر
سیده مریم جعفری

ترجمه ( کشمکش عشق ) مشهورترین شعر تو ماهی از شهره زدم شعر،تو ماهی حرفی نزنم قصه همین بود از کشمکش عشق سیاهی بر پهنه ی عالم ز تب عشق من با تو سرودم چو کماهی از قصه ی عشاق ز یک دهر مدهوش تو از...

ادامه شعر
ناصر عبدالحسین پور

سلام گل‌های قشنگ یاس بوی تن یار من مثل بوی شماهاست می‌خندند رزهای صورتی ناز خندشون، خنده سوداهاست ببینید شبنم‌های نشسته روی گلارو مثل اشک‌های محبوبم پر از شرم و حیاست بخونید بلبلای خوش‌نغمه خون ...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« روح » آنکه پیمبر بشد ، نیک و بدِ خلق گفت: صدمه ی2 دنیا بدید،درس مذمت3 بگفت حرف بد و نیک را ، بیشتر و کم نزد آنچه بما لازم است،واضح و روشن بگفت ...

ادامه شعر
علی ناصری

من از تبار بارانی قبیله ام به کنج دردهای تنیده ام آواره کشتی طوفانی زمان به غربت یاران ناشنیده ام تندیسی ازیاد عروج یارانم بارانی زخم زمان تا سپیده ام به دشت یاد وروزهای بارانم به سرخ رگ باران ...

ادامه شعر
علیرضا آرین مهر

تا که از دوری او بی کَس و بی خـانه شدم مات و شــوریده قبــا راهـیِ میخــانه شدم . ســاقیـــا امشـب بیــا و جـــام را لبـــریز کـن صبـرم از کـف رفتـه و مجنون جانانه شدم . نیست یار و هر دم از فک...

ادامه شعر
علی میرزایی

تسلیم دل چرا تسلیم دل این عقل بی تدبیر شد ما را که خاک کوی تو این گونه دامنگیر شد مارا ندارم چون امید وصل تو با درد می سازم نگاه گرم و راز آلود تو اکسیر شد مارا دل ما با جنون آغشته از روز ازل بو...

ادامه شعر
بردیا امین افشار

گل سرخ یخ میزد اگر در دست او جای نداشت زمستان رفتنی نبود اگر بهار نقشی نمی نگاشت در جنگل برف و سرما کودکی نالان می فروخت گُل گامهایش ردی میساخت تا به آرزوهایش زند پل دنیای او در کجا بود د...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

این سیطره ای فِنا مرا زار بساخت یا صانع کوزه نارو دَم فاش بساخت در وسعت چون ساخته اش مرگ تنید در تار تنیده اش بسی راز بساخت ...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا