سپید یا رنگین

ارسال شده در تاریخ : 19 بهمن 1398 | شماره ثبت : H948493

چنگ می زد به زخم باورها
فصل پایان دفتر اضداد
زنگ ایجاد یک تمدن نو
شاید از کوی دیگر خرداد
.
ظهر یک روز و ازدحام مسیر
یک خیابان و جمع و درگیری
بوق ممتد صدای راننده
شهدا ، انقلاب اسلامی
.
همه جمعند و دختری در بین
مو پریشان نموده از زاری
خواهری از دریچه ی تهدید
روسری بر سرش زد اجباری
.
گوئیا اعتقاد سنگینی
می کند در دهان و حلق و دماغ
مادری ناشی و نهایت کار
کودک تازه شیر و استفراغ
.
یک نفر داد می زند آخر
حرف این قصه ها دگر کافی است
آن یکی داد می زند بس کن
فصل پوشش هنوز هم باقی است
.
.
گوهری خفته در میان صدف
دخترانی حجاب می خواهند
دخترانی ، عزیز من اما
موی رنگین و تابدار بلند
.
.
جان من روی باورت هک کن
دیگر این جمله می شود ملموس
چون ندارد به رنگ ارزشها
زور تو جز نتیجه ی معکوس
.
می نویسد حجاب از اول
می نویسد حجاب در آخر
چارشنبه ای به رنگ سپید
سر زد از این نزاع دامن گیر
.
باید از این ترانه برگردیم
که همه شهر مثل هم باشند
عشق و امید باید اینجا هم
دست در دست و هم قسم باشند
.
جان آلاله ها که این زیباست
هم وطن یار و همدمت باشد
برگ و گل در کنار یکدیگر
سبز و قرمز به پرچمت باشد
.
زندگی چینش تفاوت هاست
پس بفهم این سرود تکراری
داد راننده ای بلند این بار
فرِّ شادی به سمت آزادی

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 0 | مجموع امتیاز : 0 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 33 نفر 41 بار خواندند
ولی اله بایبوردی (20 /11/ 1398)   | ابوالحسن انصاری (الف. رها) (23 /11/ 1398)   | ایمان کاظمی (متخلص به ایمان) (23 /11/ 1398)   | پژمان خلیلی (02 /12/ 1398)   |

رای برای این شعر
تعداد آرا :1


شاعر نظر دهی برای این شعر را غیر فعال کرده است.

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس