آخرین نوشته ها

معرفی کنید

    لینک به آخرین اشعار :
  • لینک به دفاتر شعر:
  • لینک به پروفایل :

فعل بد

ارسال شده در تاریخ : 01 آبان 1398 | شماره ثبت : H948158

« فعل بد »
اندر این کامسرا2 ، آدم و خر رهگذر است
از دری آمده اس ، از در دیگر بِدر است
داد و فریاد از این ، مردم دیوانه ی مَست
مستی و جهل و شرارت به میانشان هنر است
مستی و عَرعر3 بیهوده ی همچون خَر مست
گر به دقت نگری ،مثل همان فعل خر است
خر که مغرور جهان نیست،به خود مغرور است
آنکه مغرور خودش هست،مگر آنهم بشر است
خر که تکلیف ندارد ، زِ ازل حیوان بود
خوی حیوانی اگر در بشرس ، پُر ضرر است
مستی و عَرعر مغروری، اگر کار بدی است
پس چرا کار بد خر ، به میان بشر است
هر که مغرور جهان گشته ، مگر خر نشدس
اینکه مغرور جهانـس،که خاکش بسر است
دادم از دست خری نیست ،بشرِ صاحب عقل
فعل آن فعل خَرس ، گر چه نژاد بشر است
صاحب عقل ، که با رأیَـس و تدبیـر چـرا
رأی و تدبیر بشر دارد و با فعل خر است
بیل اگر صیقل4 خاکش ندهند، زنگ زند
با همان زنگ و کدورت نَـبُرد ، بی هنر است
تیغ اگر صیقل سوهان نخورد، بی بُرش است
تا که سیقل دهنش ، روشن و برنده تـر است
آنچه بـر آدمیـان راهنمایـی بـکنـد
گفتگوی علمـا باشـد و پنـد پدر است
هنـر از قامـت دلسوختگان سـر بـزنـد
هر دلـی سوخته باشـد ،هنرش بیشتـر است
خوشی و خوش گذرانی است،دراین دور جهان
سبب بیهوده گردیدن ، هـر بـی هنـر است
آفرین بر سخنت ، ای حسن این حرف تو بود
که بشر فعل بدش ، همچو همان فعل خر است
***
2- کاروانسرا 3- صدای الاغ 4- تیز کننده

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 0 | مجموع امتیاز : 0 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 13 نفر 14 بار خواندند

رای برای این شعر
اولین نفری باشید که به این مطلب رای می دهید
تعداد آرا :0


تنها اعضا میتوانند نظر بدهند.

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس