آخرین نوشته ها

معرفی کنید

    لینک به آخرین اشعار :
  • لینک به دفاتر شعر:
  • لینک به پروفایل :

پیاله

ارسال شده در تاریخ : 10 آذر 1398 | شماره ثبت : H948292

« پیاله »
گویند کتاب فضل وِرا1 یک پیاله اس
کآن یک پیاله شربت آن، صد پیاله اس
فصل بهار و هر چه گُل و لاله می بُوَد
آب بقای آن همه ، از آن پیاله اس
هر سبزه در بهار که روید ، نشانه اس
آب بقاش ، از یَم2 آن یک پیاله اس
اول بشر که از نم آن یَم بقاء چشید
تا عاقبت بقای بشر ، زآن پیاله اس
ای نوجوان ،تو آب بقاء را چشیده ای
آب بقای هر بشری ، در حواله اس
آب بقای هر بشری، سهم و قسمتس
سهمش جدا جدا،به یکی زآن پیاله اس
ای نور چشم من،خبر از آن بقاء بپُرس
بر عاقبت ، نشانه به غایت3 پیاله اس
دنباله ای زِ عاقبت آن بقاء بـبین
ره می رود بشر ، به هزاران ساله اس
خاک زمین ،زِ جسم بشرها مکملس
صد سال زیر خاک وهمان سی ساله اس
خاک زمین که سبز بروید زِ جسمشان
این سبزه ها،نشانه از آن سرو و لاله اس
اندیشه کن بشر، تو از اول به عاقبت
راه و روال تو،به همین یک مناله اس4
این راه و این طریق ،بشر بایدت رَوی
اما فغانـش، تو را به هوای نواله اس5
مُلک خدای هر دو جهان را چو بنگریم
بر نام یک خداس ، به مَثل قباله اس
راه می رود بشر به بقاء و به عاقبت
راه و روال هر بشر از این رواله اس6
سر سبز تر زِ سبزی دنیا،حسن چه است
حُسن سخن،که سبزتر از سبز و لاله اس
٭٭٭
1- او را 2- دریا 3- پایان – مقصود 4- طریقه – طور - ثروت 5- لقمه- نعمت 6- ترتیب –روش

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 0 | مجموع امتیاز : 0 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 11 نفر 12 بار خواندند

رای برای این شعر
اولین نفری باشید که به این مطلب رای می دهید
تعداد آرا :0


تنها اعضا میتوانند نظر بدهند.

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس