تولد اعضا
سعید فلاحی

◇ عشق: عشق پرنده ای زخمی که می زند، بال بال میان سینه ام. ◇ برکه: برکه بودم خورشید چشمان تو، بهارم کرد نفس تو، ابرم ساخت و هوای تو می باردم بر خیابانی که هرگز به تو نمی رسد. ◇ دل و سن...

ادامه شعر
 نجمه عیدی

ممکن نبود دیدنت اما محال نه... فرصت اگرچه بود ولیکن مجال نه... درشرع ودین ومکتب وآیین این دیار فکرت حرام بودونگاهت حلال نه، این حزب باد بودن دل هم گناه توست وقتی اصول چشم تو را اعتدال نه، عمریست...

ادامه شعر
علی میرزایی

ابر ِ حجاب ماه رخت از ابر حجاب آمده بیرون همراه نگاه تو شهاب آمده بیرون از شهد لبان تو کند غنچه حسودی از غنچه دهان ِ تو شراب آمده بیرون با جلوه ی رفتار تو ای سرو خرامان دنبال تو صد خانه خرا...

ادامه شعر
فاضله  هاشمی

نیستی وبودنت هست تمنای دلم بی توای مونس جان غصه دارعالمم توکه باشی شادی میهمان هرشب است تواگرحواشوی من هم هماناآدمم فاضله هاشمی"غزل"...

ادامه شعر
علی معصومی

بهارم باش تا باران چشمانم هزاران چشمه از شوق نگاه خسته ام گردد بهارم باش تا با خاطرات شور و شیرینم نسیم آرزوهای کهن از راه برگردد.......

ادامه شعر
سیدمحمد مهدی فقیه

ما عاشق عشقیم و شما عاشق ما یک حلقه نشستیم همه دور شما مهری ست گوارا رسد از چشمه ی عشق ای کاش بنوشیم ازین لطف و عطا فقیه...

ادامه شعر
علی حاتمیان

تو پیاده رو تنهایی منی صدای آرامشی که مینوازی در یادم و خاموش میکنی هیاهوی خاطراتم را تنهایی منی آوارِ دلتنگی منی شادابی منی سیگارِ افسردگی منی... نفس هایت راهنمای قدم هایم میشوند و تا آخرین چ...

ادامه شعر
علی احمدی

ابتدا : گاهی چنان هستی که انگار همیشه می مانی گاهی چنان میری که انگار هرگز نمی آیی گاهی آنقدر صمیمی که اشتباه می شوی با قلبم و گاه آنقدر غریبه که جایگزین می شوی با عقلم گاهی آنقدر داغ که م...

ادامه شعر
Ebrahim Hadavand

گذری کن که به رَه چشمِ تماشا داریم سر و جان پیشکشِ آن قدِ رعنا داریم پایِ ما در گِرُوِ خاک و ز عشقت امّا دلِ سودازده بر اوج چو عنقا داریم ما گداییم به هر ره که تو گیری در پیش صِله از بذلِ نگا...

ادامه شعر
علی میرزایی

بهاریه بهار آید و فرزندان خورشید فرا خوانَد هَزاران چمن را بنفشه،لاله و سنبل سراسر کند نو جامه ی دشت و دَمَن را بیندازیم در دل طرحی از نو بَریم از دل غم و دردو مِحَن را زبند کینه ها و دشمنی ها ...

ادامه شعر
سعید فلاحی

♡ بی تردید فقط به دنیا آمده ام که دوست بدارم و خلاصه کنم زندگی ام را در قلبی برای تو تو، برای زندگی کردن. ♡ عشق پلنگ وحشی شده که شب هنگام میان سینه ام را چنگ می کشد. ♡ اسفند معشو...

ادامه شعر
محسن  بیاتیان

غزل غزل به یاد آنهمه خاطرات که به رویا پیوستند تو ماه و آینه را باخودت بیار غزل نوار "عشق لر"1 و "بهمن"2 و سه تار غزل تو را چه کار به آنان که باورت نکنند به من که تشنه ی آن چشمه ام ببار غزل م...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« بلبل » در ذات خدا نـتوان، یک حرف بد و لغوی1 از ما به بُروز2 آید ،یا از کس بی مغزی درعقل بشر نقص است ،جوید زِ خدا نقصی عقل بشر آنجا شد ، یک هستی بی مغزی ما را به ...

ادامه شعر
سعید فلاحی

◇ قایم باشک: پشت درختِ بید ته کوچه چشم گذاشتم کودکانه که پنهان شوی، تا صد شمردم دیگر ندیدمت. ◇ روزگارم تنهاست: تو رفتی و ماند خاطرات ات بعد از تو، روزگارم تاریک نیست تنهاست. ◇ دختر ح...

ادامه شعر
سعید فلاحی

می‌خواستم  آفتاب باشم  نتوانسم! میخواستم درخت باشم مثل درخت‌های زردآلو مثل گیلاس نتوانستم میخواستم دریا باشم صخره شوم موج گردم نتوانستم نتوانستم بدون تو غمگینم بدون تو تنهایم شبیه کلاغ...

ادامه شعر
سعید فلاحی

من پر از معجزه ام همچو ابراهیم در گلستان یا موسی عصا در دست من خود عیسی هستم مصلوب در تفکرات خود در آرزوی شفای کورهای مادرزادی که درد بشریت را نمیبینند من موسی هستم چوپان گوسفندهای انسانی ...

ادامه شعر
علی احمدی

الهه زیبایی.............. منم اسیر نگاهت، الهه زیبایی مست شدم ازاین همه شکوه و شیدایی شبی بیا به خراباتِ این منِ مجنون دَمی نشین تو کنارم که گشته ام دل خون بیا و بب...

ادامه شعر
محمد جوکار

‍شعرم آتشفشان دلتنگی ست وزن شعرم گدازه ی درد است فصل شعرم همیشه پاییز است و ردیفم شبیه سردرد است زیر پلک اشاره ی تقدیر حال و روزم عجیب ناجور است بغض من را کسی نمی فهمد سرنوشتم همیشه رنجور است...

ادامه شعر
علی میرزایی

بهار آمد بهار آمد و یاران ز شهر ها جستند* به روی دوست در خانه های خود بستند به قسط و وام پریدی خریده و رفتند به زیر چادری اطراف جاده بنشستند گروه اندکی از دوستان ِپورشه نشین کنار بحر خزر رفته شا...

ادامه شعر
لیلا طیبی

کاش می شد دست خودم را می گرفتم تنهای تنها تا انجا می رفتم که کسی نبود. لیلا طیبی

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا