آخرین نوشته ها

معرفی کنید

    لینک به آخرین اشعار :
  • لینک به دفاتر شعر:
  • لینک به پروفایل :

صبح...

ارسال شده در تاریخ : 19 فروردین 1398 | شماره ثبت : H947668

صبح هماندم که با تبسم خور شید
جلوه کند در قلوب پر تو امید
می گذرم از کنار کوچه شتا بان
می رسم آنجا به وعده گاه خیا بان
جاده پر از خاطرات من نگرانش
نبض مرا تند می کند هیجانش
هیچ زیادم نرفت آه... چه دیده ست
هیچ زیادم نرفت او چه شنیده ست
در همه ساعت مرا نکرده فراموش
سر زنش تلخ هیچ کس نکنم گوش
غیر غمش در دلم نصیب ندارم
ملتهبم طاقت شکیب ندارم
له شدم از پیچ وتاب موج تلا طم
ساحل امنی کجاست گم شده ام گم
تا نکند گیر وداربی ثمر الغوث
شعله فرو زد به جان خشک و تر الغوث

شاعر نمی خواهد که این شعر را نقد کنید.

تعداد آرا : 1 | مجموع امتیاز : 5 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 26 نفر 42 بار خواندند
ایمان اسماعیلی (21 /01/ 1398)   | علی رضایی پور مشیزی (21 /01/ 1398)   | ویکتوریا اسفندیاری (21 /01/ 1398)   | سعید فلاحی (22 /01/ 1398)   | حبیب رضایی رازلیقی (24 /01/ 1398)   |

رای برای این شعر
تعداد آرا :2


نظر 2

  • ایمان اسماعیلی   21 فروردین 1398 01:19

    سلام درودتان جناب انصاری عزیز rose rose

  • سعید فلاحی   22 فروردین 1398 07:45

    درود شاعر ارجمند و فرهیخته

    اشعار زیبای شما رت خواندم و لذت بسیار بردم
    عالی و ناب سروده اید

    احسنت
    آفرین
    دستمریزاد

    موفق و موید باشید

    applause applause applause
    rose rose
    applause

تنها اعضا میتوانند نظر بدهند.

ورود به بخش اعضا