کوره ی تردید

ارسال شده در تاریخ : 23 تیر 1396 | شماره ثبت : H945281

تو از بغضی که پشت پنجره مانده ، چه میدانی ؟
تو از انبوه غم در اشک ناخوانده ، چه میدانی ؟

تو از تکرار تلخ روزهای سرد پاییزی
که گامش شاخه ام را سخت لرزانده ، چه میدانی ؟

تو از ابر پریشان کدورت ، پشت دلتنگی
که جاپای مرا با اشک پوشانده ، چه میدانی ؟

تو از آهنگ حسرت ، پشت هیچستان باور که
مرا در خاطرات کوچه ، گریانده ، چه میدانی ؟

تو از جام مونالیزای راز آلود چشمی که
مرا از شوکران عشق نوشانده ، چه میدانی ؟

سر ناسازگاری داری اما خواهش چشمت
مرا در کوره ی تردید سوزانده ، چه میدانی ؟

خدا تا لهجه ی سیب نگاهت را تصور کرد
مرا تا ژرفنای دلهره رانده ، چه میدانی ؟

رها کردی مرا در مسلخ یاس خیالم ، وای .....
تو از یک توده ی بدخیم جامانده ، چه میدانی ؟

محمد جوکار " یاس خیال" 1396.04.13

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 4 | مجموع امتیاز : 5 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 141 نفر 207 بار خواندند
محمد جوکار (06 /05/ 1396)   | پرستش مددی (06 /05/ 1396)   | میرعبدالله بدر ( قریشی) (06 /05/ 1396)   | مهدی صادقی مود (08 /05/ 1396)   | مریم موسوی (12 /05/ 1396)   |

رای برای این شعر
تعداد آرا :4


نظر 2

  • میرعبدالله بدر ( قریشی)   06 امرداد 1396 14:21

    سلام و درود بر شما شاعر فرزانه
    به به که چه زیبا و دلنشین سروده اید !
    بی نهایت عالی
    برقرار باشید.
    rose

  • مهدی صادقی مود   08 امرداد 1396 21:17

    به به
    بسیار زیبا سروده اید جناب جوکار عزیز
    لذت بردم
    applause rose

تنها اعضا میتوانند نظر بدهند.

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس