3 Stars

دور و چه نزدیک !

ارسال شده در تاریخ : 26 تیر 1396 | شماره ثبت : H945291

پیش دل نامه ای فرستادم

مُهرِ برگشت خورد و باز آمد

می تپد در درون به خود مشغول

گاهی هفتاد ضربه گاهی صد
*
سر به کارِ خودش شدیداً گرم

جنگِ مابین بخت و دولت اوست

می نگوید ولی ز شرمش باز

ورنه حرفش ز قولِ حسرتِ اوست
*
یا که علّت ز کارِ نامه بَرَست

او که پشتش به دست گزمه پُرَست

مابقی کارِ شخصِ داروغه ست

کارِ قاطر که خوردنش ز خرست
*
در درونم چه فاضلابی بود

وه ندانستم از سیاهی ها

دورِ هم کف زدند و خندیدند :

شادی از صیدِ دیرِ ماهی ها
*

ساعتِ تخته بند و استنطاق

با گناهانِ و مکرِ کهنه شده

همه از دیرکرد خندیدند

به من از حُمقِ خویش شَحنه شده !
*
سعیِ من در مقامِ جدیّت

خنده را آتشی به دامن زد

دادِ جدیّت از یکی چون من !

دعوت از کوی و دادِ برزن زد
*
چارۀ دیگری ندیدم من

خنده با این درونِ آلوده

چشم من از دوگانگی بگریست

بوده این تا زمانِ من بوده
*
مهره بر تخته نرد تَق تَق کرد

تاس ما چون همیشه فرد و غمین

جفت شش گر زمن تو میخواهی

صبر کن شاید آیدم پس از این !
****
علی سپهرار ، اثیر

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 0 | مجموع امتیاز : 0 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 216 نفر 277 بار خواندند
حسن جعفری (29 /04/ 1396)   | علی سپهرار (20 /05/ 1396)   |

رای برای این شعر
حسن جعفری (29 /04/ 1396)  
تعداد آرا :1


تنها اعضا میتوانند نظر بدهند.

سریال خاتون قسمت6
سریال خاتون قسمت 6
تبلیغات فرهنگی
تو را به هیچ زبانی
بازدید ویژه
ورود به بخش اعضا

تولد اعضا