روح الله اصغرپور

روح الله اصغرپور

امتیاز اعضا:

دفاتر شعر

آخرین نوشته ها

معرفی کنید

    لینک به آخرین اشعار :
  • لینک به دفاتر شعر:
  • لینک به پروفایل :

« بار هستی »

ارسال شده در تاریخ : 29 مهر 1394 | شماره ثبت : H941546

« لرزش اشک »

از غصۀ نگاه تو افتاده ام به چاه
اینجا پر از حکایت و اندیشۀ سیاه
می لرزد اشک از تپش گرم سینه ام
بنگر گدا فتاده در اقلیم پادشاه
من در عبور حادثه درمان ندیده ام
بیمار گونه می روم از تنگه های راه
من مشق عشق خوانده ام اینجا نه جای من
آزاده ، جبر گر بکشد می شود تباه
روح الله اصغرپور


« بار هستی »
بود سنگین مرا دوار هستی
تحمل کردن این بار هستی
به شوق دیدن آن روی دیوار
خرابش می کنم دیوار هستی
اگر قاتل شوم روزی به نفسی
زنم حکم طناب دار هستی

(سبکی تحمل ناپذیر هستی) تقدیم به میلان کوندرا و روح عظیم صادق هدایت


با سلام خدمت دوستان و اساتید بزرگوارم.
شاید دیگر در جمع زیبایتان نباشم.
امید که حلالم کنید.

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 1 | مجموع امتیاز : 5 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 264 نفر 396 بار خواندند
مسعود احمدی (29 /07/ 1394)   | زهرا نادری بالسین شریف آبادی (29 /07/ 1394)   | روح الله اصغرپور (29 /07/ 1394)   | کرم عرب عامری (29 /07/ 1394)   | بهناز علیزاده (30 /07/ 1394)   | احمد البرز (02 /08/ 1394)   | دادا بیلوردی (03 /08/ 1394)   | جواد صارمی (06 /08/ 1394)   | نسرین قلندری (14 /09/ 1394)   | شعر چشتی (17 /09/ 1394)   | زهرا حسین زاده (29 /12/ 1394)   |

رای برای این شعر
تعداد آرا :3


نظر 6

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس