تولد اعضا
همایش
محل تبلیغ آثار فرهنگی شما
آرزو نوری

من ابر بودم برای باریدن تو از بی آبی دشتها می گفتی من خورشید بودم برای تابیدن تو از سیاهی شبها می گفتی ... من کنار تو بودم تو مرا نمی دیدی ......

ادامه شعر
حافظ کریمی

[دلنوشته ای بر حزب ۲۳ آیات ۲۷ تا ۵۰ سوره مبارکه مائده] آیه ۲۷-وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ......

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

جانـا بیــا به نظم و نظام جهـان بکوش زآن نظم و زآن نظام ، لباس هنـر بـپوش نظـم و نظام باعث آسـودگــی بُــوَد آسـودگــی خـلق به تـو می زند سروش ٭٭٭ از نظ......

ادامه شعر
حافظ کریمی

درود سلطان و فرماندار خلقت های خالق سپاس از این همه لطف و کرامت بر خلایق به چند روزی پذیرفتی تو ما را در سرایت بقدردانی شرف یابیم کنیم جان را فدایت تشکر می کنیم میهمان نواز با کرامت کریمی و......

ادامه شعر
محمد نیک روش

حلقه به قامتم بزن‌ ، بغض مرا بغل بکن پرسه بزن نفس بکش در من و در هوای من یخ زده خون آرزو ، در رگ خشک زندگی یخ زده خون زندگی ، در رگ واژه های من بوی کویر می دهم ، نیست مـرا طراوتی در تـو اثر نمی کند ......

ادامه شعر
حافظ کریمی

نشانی، نشان .یکی شد رو سیاه و داشت ظلمت دگر شد رو سفید و کاشت رحمت یکی تسلیم و شد تکریمِ خالق دگر طغیان و شد مغضوب لایق گذر کرد هر دو را ماه مبارک یکی مقبول یکی رد کرد تبارک چه بردی کرد کسی که......

ادامه شعر
حافظ کریمی

ملائک شوروشوقند نجمه خاتون گل پسر دارید خدا احسن ز حالش داد و دل از آسمان بارید مبارک باشد این آورد که رحمت آورد برخلق فدای روز مولودش شود این کائنات و خلق و من تبریک میگویم امامم روز ......

ادامه شعر
حافظ کریمی

[دلنوشته ای بر حزب ۲۰ آیات ۱۱۴ تا ۱۴۷ سوره مبارکه نساء ] آیه ۱۱۴- لا خَیْرَ فِی کَثِیرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلاّ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَهٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَیْنَ النّاسِ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ......

ادامه شعر
جواد امیرحسینی

زائر شاه خراسان باز امشب عاشقانه مست باران می شوم مستِ رقصِ نوگلان در باغ و بستان می شوم کوچه در کوچه چراغانی و روشن غرق نور کوچه‌یِ دل تنگی ام آئینه بندان می شوم چشم در چشمانِ ساقی بی خبر از روزگا......

ادامه شعر
رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)

رئوف آ ل حیدر امام رضا علیه السلام شاعر رسول چهارمحالی(ساقی عطشان) ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: ضامن آهو و انسان و کبوتر می شوی در میان کشورم آ قا تو اختر می شوی لا به لای قلب ما ! تو ......

ادامه شعر
عنایت کرمی

دیروز، که مفتون تو بودم تو ندیدی آواره و مجنون تو بودم، تو ندیدی هنگام جوانی سر و پر کنده گرفتار در چنبرِ افسون تو بودم تو ندیدی اکنون که رقیبان همه بی مایه و مستند فرسوده و بدمنظر و بی جاذبه هستند ی......

ادامه شعر
مرضیه  رشیدپور

"نام تو" انباشته نور نور تر و به زلالی سر برآورده از من از حنجره ام روشنایی نام تو! که اکنون پا در آن خورشید گذاشته ام. و می توانم بتابم بر پیله ی خود تا پروانه ای شوم در جانت...! شاعر:" مرضیه رشی......

ادامه شعر
ادریس علیزاده

من این موجود زشت نو ظهورم را نمی خواهم جنین تازه مولود درون این وجودم را نمی خواهم من این موهوم نا بالغ ولی خودخواه در سینه من این رسوا شده با هر قصورم را نمی خواهم برای این روان خسته، تاوان دادنم د......

ادامه شعر
ابراهیم کشاورزپور

تا صبح میخوابی و من تا صبح بیدارم لعنت‌به من گر دست ازاین"بی خوابی"بردارم بی‌مشتری هستم، خریداری برایم نیست مانند جنس کهنه‌ای در بین بازارم دیروز فرهاد بوده ام، امروز مجنونم من داستانِ غصه‌ی در حال ......

ادامه شعر
مرتضی سنجری

《پیگرد قانونی》 چقدر سخت است مَشام واژه پُر از غرور شود در ترانه ای که زیر آسمان آبی نگاهت سُروده ام همیشه برابر دادگاه دلت وقتی قاضی با صدای بلند فریاد می زند: اعتراض وارد نیست محکوم بودم به جُرم ع......

ادامه شعر
Kazem Keshavarzkalhori

در بیتابیتِ‌ شعور شعر من چلچله‌ی پاییزی حر‌مسر‌ایی دارد هزاران کتاب در جمع مستان شعر فروش چه خوب که عریانم...

ادامه شعر
علی آقا  اخوان ملایری

سنگ با شیشه آن نکرد آنچه غمش با دلم کرد ...

ادامه شعر
رامین خزائی

دیشب خفه ات کردم و باز آوردی در پرتو عشقش تو نیاز آوردی صد بار من ار خوف رجایش بودم لیکن تو چرا سر به نماز آوردی با احترام تقدیم به نگاه پرمهرتان کهنه سرباز ایرانی رامین خزائی ......

ادامه شعر
jalal babaie

با لب تشنه با لشکری انبوه جنگیدن جهان تا ابد به حیرت ایستاد.با اینکه تمام یاران و فرزندان و عزیزانت قبل از تو شهید شدند باز ایستادی وجنگیدی در راه خدا.آب هنوز خجالت زده از لب تشنه توست.در راه خدا حت......

ادامه شعر
محمد نیک روش

این غزلها اسید می سازند واژه را نا امید می سازند واژه ها خانمان براندازند قافیه در قمار می بازند من پر از حس ناهماهنگم مثل مخروبه ای پس از جنگم ابر قبل از شروع بارانم ترکش بغض بعد آبانم انج......

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا